St. Aphrahat the Persian Sage Church
(Persian Church, Manchester)

07590 363 221

St. Aphrahat the Persian Church

St John’s Church 

St John’s Road
Stockport

Greater Manchester
SK4 3BR

  • Facebook Social Icon
  • YouTube Social  Icon
  • Instagram Social Icon

Write Us

Copyright 2017 St. Aphrahat the Persian Sage Church (Persian Church, Manchester)

شخصیّت روحانی

December 5, 2018

 

شخصیّت روحانی

 

در این مقاله سعی خواهم نمود تا شخصیّت روحانی را از دیدگاه کتاب مقدس معرفی کرده، راهکارهایی را بر اساس کتاب مقدس ارائه دهم تا خواننده بتواند با بکار بستن آنها ضمن شناخت شخصیّت روحانی خود، به آن شخصیّتی که خدا از او انتظار دارد برسد. در این راستا در تلاش خواهم بود تا خواننده بتواند با ابعاد غیر منسجم شخصیّت روحانی آشنا گردیده و پیامدهای ناشی از آن را بر زندگی شخصی و اجتماعی پیرامون خود ببیند.

هیچ با خود اندیشه‌اید که انسانها چگونه به یکدیگر علاقمند می‌شوند؟ گذشته از ظاهر و سیمای بیرونی، آنچه که واقعاً آنها را به یکدیگر جذب می‌کند، شخصیّت نهفته و روحانی آنهاست. چنین شخصیّتی آنقدر پیچیده و مبهم است که شناخت آن سالها طول می‌کشد. کتاب مقدس می‌فرماید که خدا انسان را شبیه خود آفرید (پیدایش ۱: ۲۶). در این آفرینش شباهت میان انسان و خدا را می‌توان در شخصیّت انسان جستجو کرد. هر چه بیشتر شخصیّت خود را بشناسیم، بهتر قادر خواهیم بود تفاوتهای شخصیّتی خود را با خدا قیاس کرده، در جهت رشد شخصیّت روحانی خود قدمهای مثبتی برداریم. شخصیّت روحانی ما معرّف آن است که ما واقعاً که هستیم. 

یکی از نویسندگان صاحب نظر در الهیات مسیحی به نام سایمن چان اینطور می‌گوید: «انسان هنگامی ماهیّت حقیقی خود را می‌شناسد که به خدا مرتبط شده، در مشارکت با دیگران زندگی کند.»[۱]چنین نگرشی بر گرفته از کتاب مقدّس می‌باشد چون خدا ما را به گونه‌ای آفرید که در ارتباط با او و دیگران باشیم (اول یوحنا ۴: ۲۰). در این ارتباط و مشارکت است که شخصیّت ما شکل گرفته و کامل‌تر می‌گردد.

 

شباهتهای شخصیّتی انسان با خدا

 

کتاب مقدس به روشنی تعلیم می‌دهد که شباهت انسان با خدا چگونه است. از آنجا که خدا روح است (یوحنا ۴: ۲۴)، انسان نیز دارای ابعاد روحانی است و شباهتهای انسان با خدا نیز در ابعاد روحانی او نمایان می‌شود. انسان در بُعدهای اخلاقی، روحانی و عقلانی است که شبیه خالق خود می‌باشد. سایمن چان این مطالب را به زیبایی در کتاب خود توصیف کرده است. آنچه او مایل است تا خواننده برای شناخت شخصیّت انسان بداند این است[۲]که، انسان می‌تواند سخن بگوید. تنها انسان است که قادر می‌باشد افکار و نظرات خود را در قالب کلمات بیان کند. اندیشیدن، انسان توانایی فکر کردن داشته و می‌اندیشد. خلاقیّت،از جمله خصوصیاتی است که تنها منحصر به انسان است و او را توانا می‌سازد تا هنر و زیبایی را بیافریند. انسان به گونه‌ای آفریده شده است که قابلیت تسلط داشتن و حکومت کردن در او قرار داده شده است. معرفتنیز یکی از خصوصیاتی خدا گونه در شخصیّت انسان است. او طالب کسب دانش و آگاهی است. عدالتتوسط خداوند در ذات او گذاشته شده است تا در برابر ناحقّی بایستد و از مظلوم دفاع کند. قدوسیتنیز یکی دیگر از ویژگی‌های نادر در خلقت انسان است. در کنار تمامی این خصوصیّات، ماهیّت اجتماعی بودن انسان نیز یکی دیگر از ویژگی‌های شخصیّتی انسان است. او به گونه‌ای خلق شد تا با دیگر انسانها و هم نوعان خود رابطه برقرار نماید، ازدواج کرده، تشکیل خانواده دهد و جامعه کوچکی را بنا کند. 

 

پس حال که انسان با چنین خصوصیاتی عالی و بی نظیر آفریده شده است، چگونه است که قادر نیست چنین صفاتی را در شخصیت خود بطور کامل و بی نقص نمایان سازد و فراتر از آن، نتواند بُعد روحانی شخصیت خود را معرفی کند. دلیل واثق این ادعا، وجود ناکاستی‌های فراوان در شخصیت انسان، روابط از هم گسیخته خانوادگی، جنگها و لشکر کشیدن ممالک، یکی پس از دیگری است که در دهه اخیر شاهد آن بوده‌ایم. بنابراین سخنی به گزاف نیست اگر بگویم که شخصیّت انسان مخدوش شده و مشکل را باید در درون انسان جست تا در بیرون. چه اتفاقی برای او افتاد که اینچنین از شخصیّت عالیه خود دور شد و بُعد روحانی خود را فراموش کرد؟

 

فروپاشی شباهتها در شخصیت انسان

 

متاسفانه انسانی که خدا آفرید در همان آغاز آفرینش این شباهت وصف ناشدنی را از دست داد. او با عصیان و طغیان علیه خداوند، به گونه‌ای اعلام نمود که می‌خواهد شخصیّتی جدا از خدا داشته و از او فاصله بگیرد. چنین تصمیمی انسان را در جایگاه دوری از خدا قرار داد. در باب ۳ کتاب پیدایش از کتاب مقدّس می‌خوانیم که چگونه گناه وارد نسل بشر شد و همه چیز را به تباهی کشید. مزمور نویس در کتاب مقدس می‌نویسد: «اینک درمعصیت سرشته شدم و مادرم در گناه به من آبستن گردید.» (مزمور ۵۱: ۱).    

 دراین جایگاه شخصیّت او شکل و قالب دیگری به خود گرفت. از خدا محوری دور شده و به خود محوری روی آورد. او اینک همه چیز را برای خود می‌خواهد و در راه رسیدن به آنها حتی حاضر به تحقیر شخصیّتهای دیگران می‌باشد. کتاب مقدّس چنین شرایطی را اسفناک معرفی می‌کند. (غلاطیان ۵: ۱۹-۲۱). نتایج حاصله از این نا اطاعتی و عصیان همانا، غرور، خودخواهی، تکبر، خشم، اعمال ناپاک و شهوات، طمع، امیال فریبنده، دزدی و کینه است که گریبانگیر انسان شده و تمامی شخصیّت او را لکه دار کرده است.

 

آیا برای انسان امیدی است؟

 

اگر چه انسان صورت و شباهت خدا بودن را از دست داد، اما آثار خلقت خداوند در او نمایان است. این بدان معنی است که او در تلاش برای رسیدن به آن شخصیت والایی که برای آن خلق شده بود، دست و پا می‌زند. در بسیاری از مذاهب دنیا، آنچه که شما در آئین مذهبی انجام می‌دهید شما را روحانی می‌سازد. به عنوان نمونه در اسلام میزان عبادت و زهد شما است که تعیین کننده میزان روحانیت شماست (سوره نجم آیه ۳۹).  حال آنکه کتاب مقدس می‌فرماید که تنها از طریق فیض است که انسان قادر خواهد بود آن شخصیّت روحانی را که خدا به او داده است را دوباره بیابد (رومیان ۶: ۱۵). در این راستا می‌شود ادعای کتاب مقدس را اینگونه بیان کرد که تلاش انسان به خودی خود برای بازسازی شخصیّت او راه به جایی نخواهد برد (رومیان ۸: ۱-۴). تبدیل شخصیّت روحانی فرایندی است درونی که در اثر همکاری خدا با انسان پدید می‌آید و در صورت جاری بودن فیض خدا در زندگی انسان است که نمودار می‌شود. 

 

فیلیپ یانسی در کتاب اعجاب فیض اینگونه می‌گوید: 

 

«به عبارتی دیگر می‌توان گفت که فیض مشکلی را از سر راه بر می دارد. کافی است کمی کتاب مقدّس را مطالعه کنید تا متوجه شوید که دراین مورد احساس خدا نسبت به انسان چیست، تنشی درونی وجود دارد. خدا از یک سو ما را دوست دارد،  از سوی دیگر رفتارمان او را منزجر می‌سازد. مشتاق آن است که انعکاسی از تصویر خود را در انسان ببیند، اما آنچه در بهترین حالت می‌بیند، خرده‌هایی است از آن تصویر. اما با اینحال، هنوز نمی‌تواند دست از انسان بردارد و چنین نیز نخواهد کرد.»[۳]

 

بدون فیض خداوند، انسان خاطی قادر به دوباره ساختن شخصیّت خود و بازسازی آن نیست. آنچه او انعکاس می‌دهد تنها اثری کدر و غیر شفّاف از تصویر خدا در شخصیّت او است. این شخصیّت معرف کاملی از خداوند نیست، چون توسط گناه آدم و حوا خدشه دار شده و از هم فروپاشیده است. این خدا است که مایل است تا شخصیّت ما را دوباره بسازد و بنا کند. او این کار را از طریق جاری ساختن فیض خود در زندگی ما مسیحیان انجام می‌دهد.

 

 

به شباهت مسیح درآمدن

 

ریک وارن اینگونه می‌گوید: «هدف نهایی خدا برای زندگی شما در روی زمین راحتی و آسایش شما نیست، بلکه رشد و گسترش شخصیّتتان. او می‌خواهد شما در روحانیت خود رشد کنید و شبیه مسیح بشوید.»[۴]همین نویسنده در راستای تبدیل شخصیّت ما و شبیه خداوند و عیسی مسیح شدن از کتاب افسسیان باب 4 استفاده می‌کند و اینگونه بیان می‌کند که ما مسیحیان سه مسئولیت مهم را پیش رو داریم.[۵]اول آنکه باید راههای قدیمی و عکس العملهای گذشته خود را ترک کنیم. «شما باید از آن زندگی که در گذشته داشته‌اید دست بکشید و آن آدمی که در پیش بودید ازخود دور سازید.» (افسسیان ۴: ۲۲). دوم اینکه تفکّر ما باید عوض شود. «باید طرز فکر شما نو شود» (افسسیان ۴: ۲۳) و سوم اینکه باید خصوصیّات مسیح را بپوشیم. «انسانیّت تازه را که به صورت خدا در عدالت و قدوسیت حقیقی آفریده شده است بپوشید.» (افسسیان ۴: ۲۴).

جی آی پکر در کتاب خود، «اشتیاقی برای تقدس» روشی را برای داشتن شخصیّت روحانی درست و سالم بیان می‌کند. او می‌گوید: « عملکردی را بکار و عادتی را درو کن، عادتی را بکار و شخصیتی را درو کن»[۶]. در این راستا می‌شود گفته او را اینگونه توضیح داد که آنچه که ما انجام می‌دهیم در ما عادتی را پدید می‌آورد و عادتهای ما شکل دهنده شخصیّت ما هستند. کتاب مقدس زیباترین شخصیّت آدمی را در داشتن این خصوصیّات می‌داند که همگی آنها میوه و ثمره روح خدا در زندگی یک شخص مسیحی است. «اما ثمره روح، محبّت، شادی، آرامش، صبر، مهربانی، نیکویی، وفاداری، فروتنی و خویشتنداری است». (غلاطیان ۵: ۲۲) داشتن شخصیّت روحانی که مورد پسند خدا باشد چنین ثمره‌ای را می‌طلبد.

 

نتیجه گیری

 

ثمره این بحث در باب شخصیت روحانی را در این معنا می‌توان خلاصه کرد که انسان به شباهت خدا آفریده شده است. اما بخاطر گناه و عصیان آدم و حوا علیه خدا، شخصیّت انسان خدشه دار شده و شباهت اولیه خود را از دست داد. در این رهگذر انسان در تلاش برای رسیدن به آن جایگاه عالی و کسب شخصیّت ممتاز خود همچنان پیشتاز است. غافل از اینکه دست یابی به آن تنها از راه فیض خداوند امکان پذیر است و بس. 

 

بنا بر شرحی که گذشت، می‌توان نتیجه گرفت که شخصیّت روحانی ماهیتی است درونی، که نتایج دارا بودن آن را در جامعه و محیط پیرامون خود می‌توانیم ببینیم. آنچه که ما هستیم، معرف شخصیت ما است، نه آنچه که ما انجام می‌دهیم. بیل هایبلز در خصوص پرورش شخصیت ما اینگونه می گوید:

 

«بهترین راه برای این که ویژگی‌های شخصیّتی را در خود بپروریم این است که در محیطی مساعد قرار بگیریم. این ویژ‌گی‌ها همانند گیاهان نو‌رسته‌ای هستند که در محیط گرم و مساعد به خوبی می‌رویند. خدا برای اینکه در ما شخصیّت استواری بپرورد بهترین محیط را برای ما فراهم می‌سازد و در نتیجه عالیترین نمونه شخصیّت یعنی عیسی مسیح را به عنوان الگوی ما، معرفی می فرماید و بهترین مدرسه رشد شخصیّت را به ما نشان می‌دهد که عبارت است از مشارکت موجود میان اعضای خانواده‌اش.»[۷]

امیدوارم در مقاله حاضر این مفهوم روشن شده باشد که خدا مایل است شخصیّت فرو پاشیده ما را دوباره بنا کند. او توسط روح‌القدس در ما کار کرده و ما را به شباهت فرزندش عیسی تبدیل می‌سازد. او ما را در یک میحط سالم یعنی کلیسا قرار داد تا در مسیر رشد شخصیت روحانی گام برداریم.

 

 

 

 

پی‌نوشت:

 

[۱] سایمن چان، انسان و گناه، ایلام، ۱۹۹۸، ص ۷۲ 

 

[۲] س چان، انسان، ۳۸-۴۰ 

 

[۳] فیلیپ یانسی، اعجاب فیض، مترجم نادر فرد، ۲۰۰۲، ایلام، ص ۹۲ 

 

[۴] ریک وارن، زندگی هدفمند، مترجم منصور خواجه پور، ۲۰۰۵، ص ۱۸۰

 

[۵] وارن، زندگی، منصور، ص ۱۸۳

 

[۶] J.i.Packer, A Passion for Holiness, Crossway Books, P174

 

[۷] بیل هایبلز، شخصیت روحانی، ترجمه میشل آقامالیان، ایلام، ۲۰۱۲ ص۱۳۲

 

 

کتابنامه

 

۱. بیل هایبلز، شخصیت روحانی، (ترجمه میشل آقامالیان)، انتشارات ایلام، انگلستان، ۲۰۱۲

۲. سایمن چان، کتاب خود آموز انسان و گناه، (ترجمه آرمان شدی)، انتشارات ایلام، انگلستان، ۱۹۹۸ 

۳. فیلیپ یانسی، اعجاب فیض، (ترجمه نادر فرد)، انتشاران ایلام، انگلستان، ۲۰۰۲

۴.ریک وارن، زندگی هدفمند، (ترجمه منصور خواجه پور)، سیاتل، آمریکا، ۲۰۰۵

J.i.Packer, A Passion for Holiness,Crossway Books, 2000 .۵

 

 

 

 

 

 

Share on Facebook
Share on Twitter
Please reload

مطالب اخیر

March 28, 2017

March 28, 2017

Please reload

آرشیو
Please reload

ما را دنبال کنید
  • YouTube Social  Icon
  • Facebook Basic Square